انتخاب بهترين شيوه تامين تكنولوژي زنجيره تامين با استفاده از روش تحليل توسعه اي (EA)
مقدمه
اساس روش AHP فازي بر مقايسات زوجي نهفته است. در اين روش با فراهم آوردن درخت سلسله مراتب تصميم، كار آغاز مي شود. با اين درخت، شاخص ها و گزينه هاي تصميم گيري ليست مي شود، سپس مقايسات زوجي صورت مي گيرد. نتايج اين مقايسه ها وزن هر يك از فاكتورها در راستاي جايگزين هاي رقيب را مشخص مي كند در نهايت اين روش به طريقي، آرايه هاي حاصل از مقايسات زوجي را با يكديگر تلفيق مي نمايد تا نهايتا تصميم در نقطه بهينه حاصل شود. همانگونه كه پيش تر ذكر گرديد فرايند تحليل سلسله مراتبي فازي را در اينجا بر اساس روش تحليل توسعه اي بنا كرده ايم؛ با استفاده از اين روش نقاط سه بعدي فازي را بكار گرفته ايم، لازم به ذكر است كه منظور از نقاط سه بعدي فازي در اينجا اين است كه اعداد مورد استفاده در اين روش، اعداد مثلثي فازي مي باشند. حال با اين آشنايي مقدماتي با جوانب بهينگي تامين تكنولوژي (1997:Chris Floyd) در ابتداي زنجيره تامين به تشريح مقدمات مدل پيشنهادي در اين زمينه خواهيم پرداخت.
رويكرد انتخاب بهترين روش تامين تكنولوژي زنجيره تامين:
اصولا عقيده بر اين است كه مديريت زنجيره تامين، بطور فزاينده اي داراي اصول تعيين كننده اي جهت توانايي در رقابت كردن مي باشد. در ادبيات سنتي مديريت وظايفي چون برنامه ريزي، سازماندهي و نظارت براي مديران موافق از الزامات اوليه بود و بعدها نيز نقشهاي ديگري چون نقش تصميم گيري، نقش ارتباطي و اطلاعاتي براي مديران مطرح گرديد(H.Mintzberg:1975:55) و زنجيره تامين در واقع « شبكه اي از سازمانها كه با ارتباطي بالا دستي به پائين دستي، در فرايندها و فعاليت ها درگيرند و به صورت محصولات و خدمات ارائه شده به مشتري نهايي توليد ارزش مي كنند( Christopher:1998:155)» مي باشد. لازم به ذكر است كه بهبود هاي اخير در مديريت زنجيره تامين فرصتهاي بالقوه زيادي را ايجاد كرده كه دسترسي به آنها فقط با قطع هزينه ها نيست بلكه با ايجاد درآمدها و سودهااي بالاتر توسط بهره برداري از فرصتها مي باشد (Paividl.Anderson 2001) با اين وجود بايد دانست كه هر كس دنيا را با ديدگان متفاوتي مي بيند(Greenberg&Boron:1990:116) و همه كساني كه در زمينه زنجيره تامين فعاليت مي كنند به دنبال يك هدفند و گروهي از اين افراد تهديد انگاشتن تحولات را لازمه رسيدن به هدف مي دانند و گروهي فرصت انگاشتن تحولات را براي رسيدن به آن هدف الزامي مي دانند و برقراري تناسب بين برداشت هاي اين دو گروه نه تنها در فاز تامين تكنولوژي بلكه در جاي جايِ زنجيره تامين از مباحث حائز اهميت است. با در نظر گرفتن تمامي مطالب اشاره شده، مدلي جهت تامين تكنولوژي زنجيره تامين قابل پيشنهاد است؛ مي توان يكي از علل بررسي روش تامين تكنولوژي با مدل پيشنهادي آن باشد كه نورافكن هاي ابتداي زنجيره تامين تعداد وسيعي از گزينه هاي متفاوت را جهت تصميم گيري مديران زنجيره تامين ظاهر و قابل رويت مي سازد و ديگر آنكه چون تامين تكنولوژي براي ريسك پذيري وابسته به مدير و مديريت زنجيره تامين به صورت اقتضايي مطرح است لذا چنين بررسي و پژوهشي سزاوار و قابل درك مي نمايد و در اين راستا از نظرات بلمن و زاده كه ارتباطي بين تئوري مجموعه هاي فازي و معيارهاي چندگانه تصميم گيري Saaty:1990)) برقرار كرده اند نيز استفاده نموده ايم (: 141-1641970:Bellman R.E. , and Zadeh) . اينكه مديريت زنجيره تامين داراي چه مرزهايي مي باشد را مي توان در مقوله استراتژيك بودن اين مديريت پاسخ گفت ولي بايد دانست كه بحث نسبيت حدود و مرزهاي اين زنجيره تحت تاثير عوامل گوناگوني از جمله سهامداران مديريت زنجيره تامين و تمايل به ريسك شركتهاي مرتبط با اين زنجيره، منابع و دارائي هاي اين شركتها و همچنين موقعيت سازماني زنجيره براي تهديد فرصت طلبي(خود منفعتي) درك شده، تهديد از ميان رفتن كسب و كار(شكست تجاري) و فرصت مزيت مستمر و ادامه دادني، مي باشد؛ تمام يا قسمتي از موارد مهم ذكر شده را مي توان به عنوان متغيرهاي تعديل كننده مدل در نظر گرفت، عوامل ذكر شده بالا خبر از ريسكي مي دهد كه در مديريت زنجيره تامين نهفته است توجه شود كه ريسك گرا بودن مديريت زنجيره تامين به سابقه زنجيره تامين برمي گردد در صورتي كه ريسك پذيري به خصوصيات روانشناسانه تيم مديريت زنجيره تامين ارجاع داده مي شود؛ كه در نظر گرفتن اين منشاها در درك كامل تعديل كننده هاي مدل مفيد خواهد بود. چون مديريت زنجيره تامين در بر گيرنده مباحث مالي ، عملياتي و بازاريابي و... در يك شركت مي باشد به همين دليل تصميمات در ارتباط با زنجيره تامين تمام اين مباحث را تحت تاثير قرار خواهد داد.
در اينجا نه تنها فرض ما بر اين است كه تشريح مرزهاي شركت با تمركز بر ابتداي زنجيره تامين با سه ديدگاه، قابل بحث و بكارگيري جهت تصميم بهينه مي باشد بلكه سعي كرده ايم كه مطالب ارائه شده منطبق بر واقعيات و تلاشهاي تحقيقاتي باشد 127-156): 2001:( H.KEVIN و قصد آن داريم كه سهم هر كدام از اين ديدگاهها را جهت تامين تكنولوژي توضيح دهيم.
اينكه چرا زنجيره هاي تامين با روشهاي متفاوتي از لحاظ اداره كردن تامين تكنولوژي سازگار مي شوند در ارائه مدل مذكور جواب داده خواهد شد؛ و يكي از نكات قابل توجه اين است كه نيازها در زنجيره تامين بايستي به دقت بررسي و برنامه ريزي شوند، اگر بپذيريم كه احتياج و نياز، مادر و ريشه اختراع و نوآوري است برنامه ريزي، اين نيازها را ايجاد مي كند(582002:57-:willy A.Sussland). و يك زنجيره تامين به مثابه يك بنگاه هشياري و حساسيت خاصي و چه بسا كه بيشتري را طالب است چراكه براي راهبري بنگاه به سوي چشم اندازهاي مطلوب، مديريت ارشد بايد نسبت به نشانه هاي اوليه تغيير در محيط كسب و كار هشيار و حساس باشد(2002:57:willy A.Sussland).سه ديدگاه مورد استفاده در اين پژوهش عبارت از: ديدگاه بررسي هاي اقتصادي هزينه معاملات زنجيره تامين (صرفه جوئي هاي اقتصادي)، ديدگاه حق انتخابها و ديدگاه مبتني بر منابع موجود در زنجيره تامين، است كه بر گرفته و اقتباس از نظر آقاي H.KEVIN در زمينه تامين تكنولوژي مي باشد 127-156): 2001:( H.KEVIN. چون در اينجا با بحث نه چندان كمي بلكه كيفي موضوع مواجه ايم لذا گام هاي اوليه ما متوجه پارامتريك كردن و فرموله كردن مي باشد؛ بنابراين پرسپكتيوهاي متفاوت را با Pi نشان مي دهيم كه در اينجا دامنه انديس i مجموعه سه عضوي {1،2،3{ مي باشد؛ مسلم است كه افزودن به اين دامنه خللي را در استفاده از مدل ايجاد نخواهد نمود. براي اينكه تعيين كنيم چگونه بهتر به اهداف دست پيدا كنيم تمام سطوح مديريتي(زنجيره تامين) بايد كارهاي زير را انجام دهند (2002:60-61:willy A.Sussland): ü بديل ها و گزينه هاي جايگزين را توسعه دهند؛ ü آنها را از جهت موثر بودن و كارائي بررسي كنند؛ ü استراتژي ها و منابع چند وظيفه اي را توسعه دهند؛ ü اگر لازم است، استراتژي هاي ديگر را نيز بررسي كنند؛ ü برنامه مدون گسترش استراتژيك را ايجاد كنند. در تمام سطوح، اين وظايف در چارچوب كارگاهها و جلسات هم انديشي انجام مي شود تا از مشاركت مناسب و دريافت نظرات گوناگون اطمينان حاصل شود و به اين ترتيب همه در حصول نتيجه سهيم باشند(بكارگيري متد دلفي فازي در اين مرحله ميتواند بسيار مفيد باشد).
(دریافت ادامه مقاله)
|